تبلیغات
مشق مهر - میلاد امام علی(ع) و روز پدر گرامی باد

 

 



شب بود و ماه و اختر و شمع و من و خیال     خواب از سرم به نغمه مرغی پریده بود

در گوشه اتاق فرو رفته در سکوت                رویای عمر رفته مرا پیش دیده بود

در عالم خیال به چشم آمدم پدر                 کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود

موی سیاه او شده بود اندکی سپید            گویی سپیده از افق شب دمیده بود

یاد آمدم که در دل شبها هزار بار               دست نوازشم به سر و رو کشیده بود

از خود برون شدم به تماشای روی او          کی لذت وصال بدین حد رسیده بود

چون محو شد خیال پدر از نظر مرا             اشکی به روی گونه زردم چکیده بود




طبقه بندی: شعر زیبا، تصاویر زیبا،

تاریخ : جمعه 12 خرداد 1391 | 07:30 ب.ظ | نویسنده : جوادی منش | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • دست بند